|
|
نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/25 ساعت 23:18 توسط تینا زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پر پر شد. با وفاترين دوست با مرور زمان بي وفا شد. اين پر پر شدن از گل نيست از طبيعت است . واين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است
نوشته شده در سه شنبه 1386/05/09 ساعت 22:45 توسط تینا
چشمهایم غمگین،من چقدر دلتنگم ساحلم بی قایق،دریای بی آهنگم
نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03 ساعت 18:30 توسط تینا در مسلك ما عشق هم آغوشي نيست به بازار سیاه رفـــــــــتم برای خریدن عشق ولی در ابــــــــــتدای ورودم روی کاغذی خواندم در غــــــــرفه هــــــــــوس بازان عشق را به حـــــــــــراج گــــــــــذاشته اند به قیمت نابــــــــــودی پـــــــــــــاک بازان
در مكتب ما رسم فراموشي نيست در مسلك ما عشق هم آغوشي نيست مهر تو گر به هستي ما فتاد هرگز به سرش خيال خاموشي نيست نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03 ساعت 18:19 توسط تینا من برای تو مي نويسم...
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...
برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...
برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...
برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجوده بی ارزشم را محو وجود نازنين خود كردی...
برای تويی كه هر لحضه دوری ات برايم مثل يك قرن است....
برای تويی كه ســـكـــوتــــت سخت ترين شكنجه من است....
برای تويی كه قــــــــــــلــــــــــــــبـــــــــت پـــــــــــــاك است...
برای تويی كه در عشق، قـــــــــــلــــــبــــــــت چه بی باك است...
برای تويی كه عـــــــــــشـــــــــــــقــــــــــــــــت معنای بودنم بود...
برای تويی كه غـــــــــــــــمـــــــــــــــهـــــــایــت معنای سوختنم بود..
نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/28 ساعت 0:10 توسط تینا
نوشته شده در چهارشنبه 1386/04/27 ساعت 23:55 توسط تینا
نوشته شده در جمعه 1386/04/22 ساعت 21:9 توسط تینا
نوشته شده در جمعه 1386/04/22 ساعت 21:4 توسط تینا پر خیالم....گریه نکن عروسکم اون منو یادش نمیاد ولی من عاشق میمونم حتی اگه خودش نخواد
نوشته شده در سه شنبه 1386/04/19 ساعت 11:49 توسط تینا نداشتنت خیلی سخته...........چگونه فريــــاد كنــــــم اندوه لحظه های نبودنت را آنقـــــــدر از مـــــــــــــن دوري كه براي رسيدن تقويم قد نمي دهد اما برايــــــــــــــــــــــــــــــت مي نويسم از روزهــای تنهــــــــایـــــــــــــی ودل تـــــــــــــــــــــــــــهي و چشمهاي منتــــــظر و دردي كه با ديدنت تسكين مي يابد از همــــــــــــه وهمـــــــــــــــه كه نشان نبودنـــت را ميدهــــــد نوشته شده در سه شنبه 1386/04/19 ساعت 11:42 توسط تینا فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که
يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن
مرا ...... يکبار معنا کن مرا
![]() نوشته شده در سه شنبه 1386/04/19 ساعت 10:42 توسط تینا
نوشته شده در سه شنبه 1386/04/19 ساعت 10:36 توسط تینا
زمین به آسمون بيــــــــاد ، آسمونم بيـــــــاد زمين عوض نمي شه حرف من ، خيلي دوسِت دارم همين
نوشته شده در سه شنبه 1386/04/19 ساعت 10:25 توسط تینا با یک دنیا غم و حسرت دل از آغوش تو کندم دیگه حتی یه بارم من به عشقت دل نمی بندم به آسونی یک غصه تو از عشقم گذر کردی دلم یه گوله آتیش تو اونو شعله ور کردی میون اینهمه آدم شدم تنهاترین تنها من و اینجا رها کردی تو در این گوشه ... ببین بغضه شکستم را نمیگم دیر یا زود اگه چیزی برام مونده یه موشتی خاطره بوده واسه این عاشق ساده یه روز مثل خدا بودی نمی دونست دل ساده که خیلی بی وفا بودی با اینکه دل بریدم من شکسته بال پروازم هنوزم تویه غربت برات معنای نیازم نوشته شده در سه شنبه 1386/04/19 ساعت 10:15 توسط تینا مادرم قلب تو مالا مالال عشق به فرزند است و همه ی زندگی ات سرشار از بودن با فرزند. صدای گریه ای در نیمه شب تو را به خود می اوردو تو گریه را به خنده مبدل میسازی. من امروز چشمان تو را که غرق در غم پونه هاست و سفیدی موهایت که نشان از پاییز زمان است را میبینم.. در دل حسرت ان روزها را که میخندیدی می خورم.مادرم در طلوع خورشید و در سپیدی نیلوفر چشمهای مهربانت که از شقایق می گفت. به خاطر سپردم و نگاه مهربانت را که همیشه با من است. بی تو زمین افتاب ندارد . چمنزار را بنگر با لاله. بی تو دنیای من از چمن و لاله و زمزمه خالیست. زمین به اسم تو طراوت می گیرد. اسمان از وجود تو پر افتخار میشود.بهشت زیر پایت است . زمین و زمان بی تو هیچ است. بی تو من هیچم. اگر میخاهی من بمانم. اگر میخواهی من نمیرم،،،،،،،،،،،،،،هرگز نمیر
نوشته شده در چهارشنبه 1386/04/13 ساعت 19:8 توسط تینا
قلب من و تو هميشه براي هم خواهد تپيد، به شمارش مي افتد، تا بي نهايت تکراري نخواهد شد،حتي تا قيام ِقيامت...
نوشته شده در چهارشنبه 1386/04/13 ساعت 18:29 توسط تینا
خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1316) متولد شد . در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد. مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد. کشور توسط جمعی از ایرانیان از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد. در غم بانوی اواز ایران مهستی یادش همیشه زنده نوشته شده در سه شنبه 1386/04/05 ساعت 0:37 توسط تینا
عشق اگر روز ازل در دل دیوانه نبود تا ابد دیر فلک ناله ی مستانه نبود نرگس ساقی اگر مستی صد جام نداشت سر هر کوی و گذر این همه میخانه نبود نوشته شده در دوشنبه 1386/04/04 ساعت 10:16 توسط تینا |
This Template designed by ^asas^ , Copyright © 2007 all rights reserved